سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

14

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

باشند ، الى نار جهنم ، چون از خاصهء خود آنها است و ضررش به خود آنها راجع است و مرا جز اين مقصدى نيست ! . پس اگر ضعيف‌العقلى مرا حزب فلان نامد و يا دشمن فلان داند ، از خود خبر داده است ، مطلب مجمل است تفصيل هم برهان مىخواهد ، پس اگر سخن به طول انجامد عفو خواهيد نمود : استوارى مملكت ( يعنى حكومت ) موقوف بر انتظام ادارات قُرى و مُدن است ، و انتظام ادارهء آنها بدون صلاح‌بينى صورت نپذيرد و اساس صلاح‌بينى استقامت اطوار و اعتدال اخلاق آحاد است ، اين سلسله‌ئى است كه نظام ممالك بر استحكام حلقات آن بسته و استقامت اطوار آحاد و همت و اعتدال اخلاق آنها را اسباب متعدده است ، يا بايد فطرتاً نفوس آنها آنقدر شريف بوده باشد كه بالطبع از دناياى امور و خسائس اشياء نفرت كنند و برحسب سرشت از جور و حيف و تعدى در حقوق و درشتخوئى دورى گزينند و يا بايد آنها را عقلى بوده باشد كه بتواند بواسطهء ادراك منافع جوهريه ثابته ، نفوسها را مقهور ساخته از اغراض زائله و هوسهاى باطله‌شان بازدارد و يا اعتقادى بسيار محكم كه بواسطه سلاسل و اغلال رغبات و رهبات ، هريك آنها را به‌حدود حق و عدل مجبور نمايد و اساس روابط بيتيه را محكم سازد . و چون هيچيك از اين سه نباشد ، لامحاله خلل در اجتماعات بيتيه واقع خواهد شد و خلل آنها موجب فساد انتظام ادارات مدن و قرى و فساد انتظام ادارات باعث تزعزع اركان مملكت و بالاخره سبب زوال آن خواهد گرديد . و چون زوال معلول ، برهانى است قاطع بر زوال علت ، پس هر عاقلى از ضعف دول اسلاميه و خرابى مملكت آنها و پريشانى حال مسلمانان ميتواند حكم كند كه غالب نفوس مسلمانان از آن علل سه‌گانه خالى است و لهذا جميع محذورات را مباح و تمامى منهيات را جايز ميشمارند و هميشه شنايع و قبايح را امور عاديه حساب مىكنند . افتراء و دروغ‌گوئى را فطنت گمان مىكنند و بر جور و ظلم فخر مىنمايند ، مثل اهرمن كه خداى شرّ بود در نزد زرتشتيان ، از هر خيرى دور و منبع همه شرورند . مثلًا